موسسه اشراق و عرفان، در راستای برطرف کردن نواقص احتمالی محتوایی در آثار منتشر شده خود و استفاده از دیدگاههای فضلای حوزه و پژوهشگران در تکمیل مسیر پیش روی این مؤسسه، سلسله جلسات «نقد کتابِ اشراق» را برگزار میکند. در تاریخ 26 دیماه 1397، دومین جلسه نقد کتاب برگزار شد. گفتنی است که نخستین این سلسله جلسات به نقد علمی جلد 24 از مجموعه کتب فقه تربیتی با عنوان تربیت عبادی اختصاص یافته بود.
موسسه اشراق و عرفان، در راستای برطرف کردن نواقص احتمالی محتوایی در آثار منتشر شده خود و استفاده از دیدگاههای فضلای حوزه و پژوهشگران در تکمیل مسیر پیش روی این مؤسسه، سلسله جلسات «نقد کتابِ اشراق» را برگزار میکند. در تاریخ 26 دیماه 1397، دومین جلسه نقد کتاب برگزار شد. گفتنی است که نخستین این سلسله جلسات به نقد علمی جلد 24 از مجموعه کتب فقه تربیتی با عنوان تربیت عبادی اختصاص یافته بود.
در این جلسه، کتاب جلد 4 فقه تربیتی (تعلیم و تعلم علوم و معارف عقلی) از آثار حضرت آیت الله علیرضا اعرافی دام عزه به نقد و بررسی گذاشته شد. در این جلسه که به همت گروه فقه تربیتی مؤسسه علمی ـ پژوهشی اشراق و عرفان برگزار شد، جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر سید نقی موسوی که تحقیق و نگارش این اثر را تحت اشراف آیت الله اعرافی دامت برکاته، به انجام رساندهاند، به نقدها و اشکالات و پیشنهادهای ناقدین محترم پاسخ دادند.
ابتدا در گزارشی از کتاب، بیان شد که هدف نویسنده و محقق از تألیف این اثر، دستیابی به حکم تکلیفی یادگیری و آموزش علوم و معارف عقلی است. مؤلف محترم کوشیده است تا یادگیری و آموزش علوم و معارف عقلی را در سه حوزه منطق، فلسفه، و کلام اسلامی بررسی نماید. روش تحقیق در این پژوهش، روش تحلیل محتوا با تأکید بر روش استنباط و اجتهاد فقهی رایج در مذهب شیعه است. بنابراین محتوای اثر در پنج فصل سامان یافته است. فصل اول به کلیات شامل بیان مسأله، اهمیت و ضرورت پژوهش و مفهومشناسی اختصاص یافته است. فصل دوم به پیشینهشناسی اشاره دارد. در این بخش تاریخچهای از مقابله با عقل در دو دین آسمانی یعنی مسیحیت و اسلام گزارش شده است. همچنین پیشینه مخالفت و موافقت فقهاء عامه و خاصه با علوم و معارف عقلی به تفصیل بررسی گردیده است. فصل سوم به ادله منع یعنی استدلالهای کسانی که مخالف یادگیری و آموزش معارف عقلی هستند اشاره شده است. فصل چهارم به بررسی ادله مجوزه و نظرات موافقین یادگیری علوم و معارف عقلی پرداخته است. سر انجام محقق پس از بررسی ادله مجوزه و ادله مانعین، ادله و استدلال مانعین را غیر موجه میداند و هر یک از ادله آنها را به تناسب تحلیل و رد میکند. دیدگاه نهایی مؤلف، بر جواز و در برخی موارد استحباب و حتی وجوبِ یادگیری و آموزش علوم و معارف عقلی میباشد. فصل پنجم به جمعبندی و فروعات اختصاص یافته است.
نقد کتاب
در مرحله دوم، پنج نفر از پژوهشگران به نقد این کتاب پرداختند: حجج اسلام، پوراکبر، بخشی، شهامت، محمودیان و افتخاری.
از جمله نقاط قوت کتاب، اشاره شده به هدفمند بودن کتاب و دستیابی به اهداف مورد نظر، سازماندهی داشتن مطالب و تناسب حجم استدلالها و نتیجهگیریها در عمده موارد.
نقدهای مطرح شده در دو بخش نگارشی ـ ویرایشی و محتوای ـ علمی مطرح شد.
از جمله نقدهای علمی طرح شده، عدم تناسب برخی استدلالها و ضعف برخی ارجاعات، و حجم غیر متناسب مبحث تعلیم علوم و معارف عقلی به نسبت بخش تعلم.
پیشنهادهای پژوهشی
همچنین بیان شد که مسائل و موضوعات بسیاری در زمینه مباحث این کتاب وجود دارد که به خلاف رسالت کتاب، به آنها پرداخته نشده بود و بایسته است در چاپهای آثار بعدی بدانها پرداخته شود؛ از جمله:
حکم فقهی عدم امکان فهم شریعت، بدون تعلیم و تعلم فلسفه و کلام
حکم فقهی تعلیم مربی کافر به متربی مسلمان
حکم فقهی در اختیار متربیان نهادن متون فلسفی
حکم فقهی استناد آموزههای فلسفی به دین
حکم تعلم و تعلیم فلسفههای مضاف و فلسفه غرب
حکم فقهی تعلیم و تعلم علوم عقلی در فضای مجازی
حکم فقهی تعلیم و تعلم فلسفه در تزلزل و تشکیک در ایمان متربی
حکم فقهی مراتب و شرائط سنی در تعلم منطق و فلسفه
حکم فقهی تبلیغ و ترویج فلسفههای الحادی در مراکز آموزشی
پاسخ نویسنده
در پایان، نویسنده کتاب ضمن تشکر از ناقدان، به برخی نقدها پاسخ داد و با پذیرش برخی دیگر از نقدها، برخی از مشکلات و محدودیتهای اجرای این پروژه تحقیقاتی را بیان کرد.