محورهای سخنرانیوظائف ما نسبت به معصومینحضور حضرت فاطمه معصومه در قمهفته کتابخوانیشرایط اقتصادی و سیاسی کشور |
|
|
سخنرانی جمعه آیتالله اعرافی
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
الحمدلله رب العالمین بارء الخلائق اجمعین والصلاه و السلام علی نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الاطیبین سیما بقیه الله فی الارضین اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرجیم ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون﴾[1]. صدق الله العلی العظیم
تقوا
به مناسبت جمعه و به جای خطبه جمعه طبعاً باید از سفارش به تقوا و پرهیزکاری و پارسایی آغاز کنیم. این آیه شریفه که در پایان و اواخر سوره بسیار شریف حشر قرار دارد ما را به تقوا و طی مدارج تقوا فرا میخواند. ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ﴾. این تکرار تقوا قبل محاسبه و پس از محاسبه نشانگر درجات والای تقوا و ضرورت سیر در مدارج تقواست. تقوا هم باید صیانت شود تا در برابر امواج شهوت و غضب و کششهای شیطانی و نفسانی آن گوهر تقوا از کف ما ربوده نشود و بالاتر آنکه تلاش کنیم روزبهروز هفتهبههفته ماهبهماه سالبهسال بر این گوهر بیفزاییم در پلههای تقوا و پارسایی ترقی کنیم. هم صیانت از تقوا پیام دین و اولیای دین است و هم پیمودن مدارج تقوا پس از کسب تقوا. ازاینرو است که سه نکته در اینجا اهمیت دارد:
- همه ما فراخوانده شدهایم که تقوا پیدا کنیم و خویشتن را کنترل کنیم و حس و حال و هوای خویشتنداری در برابر امواج دعوتهای شیطانی پیدا کنیم. این حس و حال انسان را مقاوم میکند و در برابر حوادث استوار میکند.
- در ادامه کار تقوا پدیدهای است که در معرض تزلزل و اضطراب است. ممکن است کسی تقوا پیشه کرده باشد اما موجهایی به سوی او روان شود و او را از تقوا جدا کند؛ بنابراین باید از تقوا صیانت کرد و تقوا را استمرار بخشید.
- تقوا چون پدیدهای یک رتبهای و یک درجهای نیست بلکه درجات و پلکان رو به نهایت است و باید تلاش کرد در مدارج تقوا و پارسایی صعود کرد.
این سه پیام دعوت به تقواست. تقوا به دست آورید، تقوای خویش را صیانت کنید و در مدارج تقوا پیش روید. ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ﴾. تقوا پیشه کنید خویشتن را محاسبه و ارزیابی مستمر کنید ﴿وَ اتَّقُوا اللَّهَ﴾. اتقوا الله اول یعنی بنیان نهادن عنصر تقوا در درون خویش اما اتقوا الله دوم اشاره به آن دو مرحله دارد یعنی تقوای قبل را مواظبت کنید و همینطور در آن تقوا باقی نمانید به سمت بالاتر و قلههای برتر بیایید. دلیلش این است که باید بدانیم تقوای ما در معرض زوال و اضمحلال است. در آزمونهایی که پیش میآید باید حواس را جمع کرد و آن را حفظ کرد. فراتر از آن اینکه بدانیم صعود الی الله تقرب الی الله و پیمودن مراتب برتر نیازمند عزم و ارادههای جدید و پیشرفت در مدارج تقواست. از خدا میخواهیم که این حس و حال و روح و فرهنگ تقوا را عنایت کند. حقیقت تقوا خویشتنداری است مدیریت خویشتن است مهندسی ساختمان روح و جان و رفتار و اعمال است. انسان متقی یعنی کسی که معمار و مهندس خودش است و خود را مدیریت میکند و خود را به دست حوادث و امواج بیرونی نسپرده است. این همه این سه مرحله و دامنه تقوا نیازمند عنایات الهی است. در ظهر جمعه و این ایام مبارک باید از خدا بخواهیم که ما را در این مسیر کمک کند.
وظائف ما نسبت به معصومین
وظیفه اول:
بحثی که آن را آغاز کردیم و در یکی دو جلسه پی گرفتیم وظائف و تکالیف ما در برابر انسانهای کامل و قلههای انسانیت و انسانهای پاک و معصوم، پیامبر و پیشوایان معصوم و امامان بود. عرض کردیم از مهمترین وظائف ما در برابر دیگران پس از وظائف ما در برابر خدا که وظیفه عبودیت و بندگی است وظیفه ما در برابر پیامبر و امامان معصوم قرار میگیرد. این دومین تکلیف انسانی و الهی بشر است. این تکلیف هم ریشه در عقل و فرمان عقل دارد. عقل میگوید شما قلههای انسانیت و بشریت را که یافتید در برابر آنها زانوی ادب بزنید. برای کمال خودتان برای رشد خودتان به آدمهای بزرگ نزدیک شوید. به خصوص وقتی از قداست و قرب الهی برخوردارند و اینها میشوند وسیلههای صعود به سمت خدا و تقرب الی الله. گفتیم که این وظایف بر اساس آیات و روایات و منطق عقلی برای ما در قبال پیامبر و ائمه هدی تصویر و ترسیم شده است این وظائف سود آن برای ماست مایه کمال و ترقی فرد و جامعه ماست اینها به بیش از بیست وظیفه بزرگ و کوچک ترسیم میشود. اولین وظیفه ما در برابر پیامبر و پیشوایان معصوم عبارت بود از شناخت و معرفت و بعد معرفت الله معرفة النبی و معرفة الامام از مهمترین واجبات و تکالیفی است که بر دوش انسان و بشریت است؛ زیرا با این شناخت راه به سمت کمال گشوده میشود. این شناخت تکلیف و وظیفه است و باید همه به آن توجه کنیم. در باب معرفت امام و مقاماتی که دارند اشاراتی کردیم. البته نکتهای در بحثهای سابق ما بود که مقداری هم محل حرف و حدیث قرار گرفت. نمیخواهم به آن بپردازم. فقط به همین نکته اشاره میکنم که تأکیدی که ما بر مقامات پیشوایان معصوم و وظائف ما در قبال آنها داشتیم، تأکیدی که داشتیم بر اینکه حق فرماندهی و زعامت از آن معصومان و پیشوایان پاک است آن تأکید به معنای نفی آراء و انتخاب مردم با ضوابط و اصولی که در شریعت تبیین شده نیست. ما برای انتخاب مردم و آراء مردم در فلسفه سیاسی اسلام قطعاً جایگاه قائلیم. چه به معنای بیعت در معانی پیشین چه در قالب انتخابات به معنای متأخر. آنچه آنجا عرض کردیم این بود که آن مقامات ولایی و حق زعامت تابعی از آراء نیست؛ اما معنایش این نیست که آراء جامعه و انتخاب مردم در بسیاری از موارد اثرگذار نیست. حتماً آنها منشأ تکالیفی میشود برای پیشوایان و حتماً در شکلگیری نظامها تأثیر دارد و تأثیر آن در جای دیگر است. آنچه ما عرض کردیم به معنای نفی جایگاه و حق انتخاب مردم نیست بلکه به معنای تعیین حدود و ضوابط آن است که در جای دیگر باید از آن سخن بگوییم.
وظیفه دوم: عشق و محبت
دومین وظیفه ما در برابر پیامبران و امامان و پیشوایان پاک و معصوم وظیفه محبت و مودت دوستی علاقه و عشق است. این دومین وظیفه است. ما هنگامی که از معرفت آنها برخوردار شویم و رشتههای معنویت و علم و دانش را در آنها بیابیم و آن فروغ و درخشش این انوار پاک را درک کنیم بلافاصله به دنبال آن عشقی در درون تجلی پیدا میکند. یک محبت پدید میآید. این محبت دومین وظیفه در زنجیره وظائف ما در قبال پیامبر و امامان است. در قبال پیامبر و دوستی و همینطور دشمنی ما یک فرهنگ غنی و معارف بلندی در علوم و دانشهای مختلف داریم و در قرآن و روایات منظومهای از معارف درباره دوستی و دشمنی است. تا آنجا که در روایات متعدد و معتبر آمده است که «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُب»[2]؟ مگر دین جز عشق و علاقه و محبت به پاکیها چیز دیگری است؟ تا اینجا که حصر شده در اینجا و مضامینی از این قبیل حقیقت دین در عشقی قلبی و علاقهای وافر و محبت کامل، محبتی که مدیریت و هدایت شده و برآمده از قلب است و پیشران تحول و تعالی بشر است. در اینجا این نکته را خدمت شما عرض میکنم که محبت و عداوت از هیجانات و عواطف و احساسات درونی انساناند. اگر ساختمان وجودی انسان را کسی بخواهد تحلیل کند بخشی از ساختمان وجودی انسان دوستیها و علاقهها و همینطور نفرتها و دشمنیهاست. این محبت و علاقه تأثیر بسیار بالایی دارد؛ و این محبت در ساختمان وجود انسان در امروز و آینده انسان تأثیر مثبت و منفی میتواند داشته باشد. اگر این احساس حب و علاقه به عنوان پدیده بسیار ممتاز در درون انسان به سمت خوبیها متوجه شد مغناطیسی میشود که انسان را به پیش میبرد و موجب تعالی او میشود. همین محبت اگر به کجراهه و انحراف و هواهای نفس و اهواء شیطانی رفت همین محبت انسان را به سقوط میکشاند و او را ساقط میکند. محبت و نفرت پدیدههای روانشناختی احساسات و عواطف درونی و دارای نقش مهمی در تعالی و ثبوت انساناند. این یک نکته که نقش اینها نقش بزرگی است.
دوم اینکه محبت بر اساس میل شکل میگیرد. آن میلهای ما که محبت را تابع خود میکند تمایل ما به اینجا و آنجا که رفت احساس رفتن به سمت آن تمایل برای انسان محبت و نفرت درست میکند. این را هم بدانیم که دوستی و دشمنیهای ما دو نوع است:
- دوستی و دشمنی عادی و غریزی که در طبیعت بشر هست. بشر غذا را دوست میدارد که به نیاز طبیعی او پاسخ میدهد. هرچه نیاز طبیعی بشر را پاسخ دهد میلی به سمت آن متوجه است آن میل برای انسان علاقه و دوستی به وجود میآورد یا اگر ضد میل او باشد نفرت و ناخوشی پدید میآورد.
- نوع دیگری از محبت وجود دارد که محبت عقلانی و هدایت شده و فرهنگی که این نوع محبت تابعی از دستگاه معرفتی و شناخت انسان است و این نوع محبت را انسان میتواند هدایت و کنترل کند. من میتوانم محبتم را با دستگاه شناختی به سمت خوبی و نقطه منفی پیش ببرم.
لذا محبت و دوستی و دشمنیها اختیاری است و تابعی از برنامهریزی ماست. دوستی و دشمنی، محبت و نفرت در مواردی امر غریزی و طبیعی است اما در موارد زیادی امر اختیاری و قابل کنترل و مدیریت است. این محبت را باید مدیریت کرد. لذا ما درباره محبت احکامی داریم. هر کسی را نمیشود دوست داشت هر کسی را نمیشود دشمن داشت.
یکی از مهمترین نکات این است که محبت به سمت قلههای کمال خدا پیامبر و معصومین و صالحان و نیکان هدایت شوند. این دومین وظیفهای است که طرح آن انجام شد و آن را تکمیل خواهیم کرد.
ایام حضور حضرت فاطمه معصومه در قم
چند جمله هم در این بخش از عرایض در محضر دوستان باشیم و سخن را با آنها تکمیل کنیم. ایام حضور حضرت فاطمه معصومه را در قم پیش رو داریم. همه میدانیم این هجرت فاطمه زهرا از مدینه به سمت مرو بود و برای زیارت برادر بزرگوارشان که در ایران مستقر شده بودند در میانه راه اتفاقاتی افتاد نهایتاً با کسالتی که ایشان پیدا کردند وارد قم شدند و روزهای محدودی ایشان در قم حضور داشتند؛ اما مردم شریف قم و علاقهمندان و محبان به خاندان پیامبر از ایشان استقبال گرمی به عمل آوردند و این عشق و محبت تاریخی قم به خاندان پیامبر بارها در تاریخ تجلی کرده و معجزه کرده. در درون این مردم عزیز و شریف در طول قرنهای متمادی علاقهای وافر و محبتی سرشار و عشقی لبریز به خاندان پاک پیامبر بوده است. هنگام ورود حضرت به قم مردم از ایشان به زیبایی استقبال کردند و هفته ورود ایشان هفته قم نامیده شده و روزهای بسیار مبارکی برای ماست. حضور فاطمه معصومه سلامالله علیها هم در ایران به تبع حضور امام رضا سلامالله علیهما منشأ برکت بود و هم تمدن ساز بود. این هجرت امام رضا و فاطمه معصومه ولو ناخواسته بود اما این سفرها در کنار سفرهای متعدد امامزادگان و پاکان و نیکانی که به خاطر مبارزه با ظلم مجبور به این هجرتها و سفرها میشدند برای آن نقاطی که این بزرگان حضور مییافتند منشأ خیر و برکت بود. این سفر سفر فرهنگی ایمانی علمی عبادی و تمدن ساز بود. قم با حضور فاطمه معصومه سلامالله علیها نگین درخشان ایران شد. قم با حضور ایشان پایگاهی قویتر برای علم و دانش اسلامی شد و به فضل الهی در طول بیش از هزاروچند صد سال این مرقد شریف و این مضجع مبارک و انوار فاطمه معصومه در این شهر در ارتقاء این شهر و جایگاه بلند این شهر و در شکلگیری حوزه علمیه که در طول قرنهای متمادی روی پا بوده است تأثیر شگرفی داشت. مستحضرید که قم یکی از محورها و قطبهای حوزههای علمیه بوده و هست و هیچگاه مشعل حوزه و علوم و معارف اسلامی در قم خاموش نشده است. البته فرازوفرود داشته اوج و حضیض داشته اما همواره این عشق به خاندان پیامبر عشق به معارف الهی اجتماع در حوزهها و مدارس علمیه قم برای کسب فیوض الهی استمرار داشته و به فضل الهی در صدسال اخیر به اوج رسیده. با هجرت مرحوم آیتالله حائری از اراک به قم در فروردین 1301 فصل جدیدی در قم شروع شد و به برکت فاطمه معصومه یک حوزه بزرگ و جهانی و تمدنی پایهریزی شد. امروز به برکت انقلاب اسلامی که برآمده از همین حوزه علمیه قم هست ما شاهد بزرگترین و پرفروغترین حوزه در طول تاریخ دانش و علوم اسلامی و حوزههای اسلامی هستیم. حضور یکصد هزار نفر در قم در بخش حوزوی شصت هفتاد هزار نفر در بخش دانشگاهی و آن گستره وسیع علوم و معارف اسلامی و تحولات بزرگی که در دانشهای اسلامی رخ داده آن همه رشتههای جدیدی که پایهگذاری شده آن همه مدارس و مراکز دینی و تخصصهایی که اینجا بنیان نهاده شده است و این تلألؤ انوار معارف الهی به برکت انقلاب اسلامی همه بهگونهای به این مرقد شریف و این دختر پاک برمیگردد و ما باید قدردان این نعمت بزرگ باشیم و از خدا بخواهیم که مشمول لطف و شفاعت ایشان قرار بگیریم.
هفته کتابخوانی
اشارهای هم بکنم هفته کتاب و کتابخوانی است. 24 آبان روز کتاب و کتابخوانی است و این هفته به عنوان هفته کتاب و کتابخوانی تعیین شده است. باید اینجا عرض کنیم که علیرغم پیشرفتهای علمی و فرهنگی گستردهای که ایران داشته و علیرغم مراکز دانشگاهی و علمی و فرهنگی گستردهای که در ایران داریم هنوز کتابخوانی در سطح مطلوب نیست. آمارهای متعدد ارائه میشود و همه آنها سرانه کتابخوانی را کمتر از یک ساعت برای هر نفر در روز تعیین کردهاند؛ و این سرانه نسبتاً پایینی است. امروز در کنار کتابخانههای متعارف شرایط فضای مجازی کتابخانههای دیجیتال وجود دارد و باید فرهنگ کتابخوانی اولاً از این سرانه موجود بالاتر بیاید. این سرانه قابل قبول نیست به ویژه در قم با این همه ظرفیتها و زمینههایی که وجود دارد. ثانیاً توجه کرد که کتابخوانی باید معطوف به کتاب مفید برای علم و دانش و پیشرفت و تعالی انسان باشد. این هم نکته بسیار مهمی است. این را هم بدانیم که قم در بحث نشر و تولید کتاب در حوزه دین و فرهنگ جایگاه اول را در ایران دارد و در مقایسه با بسیاری از کشورهای اسلامی جایگاه اول را دارد. سرجمع هم بگیریم بعد تهران اولین پایگاه تولید و نشر کتاب و مقاله و مجله قم است؛ بنابراین از یک منظر قم اولین جایگاه را در تولید کتاب و مقاله و نظریات علمی و توسعه علوم الهی و اسلامی و انسانی دارد و همینطور چاپ و نشر؛ و از یک منظر کلی هم که نگاه کنیم قم با عدد و رقم در دومین جایگاه در کشور قرار دارد. این جایگاه بزرگی است و متناسب با آن باید به کتابخوانی توجه کنیم. آموزش پرورش دانشگاه حوزه صنایع اصناف و عموم طبقات، بانوانی که در خانهها هستند همه باید توجه کنیم که با کتابخوانی مهارت دانش و معرفت خود را افزایش بدهیم. این تأکیدی است که بارها مقام معظم رهبری داشتهاند و انشاءالله همه به این نکته توجه کنند.
شرایط اقتصادی و سیاسی کشور
در پایان این نکته را هم یادآوری بکنیم که شرایط اجتماعی سیاسی و اقتصادی ما شرایط ویژهای است. در بخشهای اقتصادی انتظاری که از قوای سهگانه به ویژه از قوه مقننه میرود این است که در همین ماههای باقیمانده و فرصت باقیمانده تلاش کنند که آلام مردم کاهش پیدا کند. شرایط زندگی مردم مقداری آسانتر شود. سنگینی گرانیها و سختیهای اقتصادی برای طبقاتی واقعاً کمرشکن است. وظیفه هم دولت و هم مسئولان است و هم وظیفه عموم جامعه و همه طبقات است که این امر را واقعاً مهم بشمارند این تعاون و توجه را ارتقا بدهند و بار سنگین این طبقات را کاهش دهند و سبکتر بکنند. از لحاظ اجتماعی در کنار پیشرفتهایی که داریم مواجه با برخی آسیبهای جدی اجتماعی هستیم که زندگی اجتماعی ما را تهدید میکند. ما نسبت به آسیبهای اجتماعی حساسیت روزافزون باید داشته باشیم. در بحث حاشیهنشینی طلاق مسائل خانوادگی اینها موضوعاتی است که همه باید حس مسئولیت در آن داشته باشیم. از نظر سیاسی هم ما مواجه با شرایط دشوار بینالمللی هستیم. به خاطر پیشرفتهایمان فشارهای آنها سنگینتر شده است. تنها راه نجات راه مقاومت و ایستادگی و البته طراحی و برنامهریزی درست و عقلانی است. اگر در ذهنمان بیاید که عقب بنشینیم کوتاه بیاییم دست از آرمانها و عزت و استقلالمان برداریم سقوط میکنیم. ما به نقطههای حساسی رسیدیم که ادامه مقاومت و درایت لازم و حکمت لازم و شجاعت جدی میتواند ما را از این بحرانها عبور دهد.
در ظهر جمعه هستیم از خداوند متعال میخواهیم که شر اشرار را به خودشان بازگرداند و سختیهای این بلیه فراگیر و عالمگیر کرونا را مبدل به خوشیها و شیرینیها بکند و انشاءالله همه ما را توفیق عنایت کند که از سربازان حضرت ولیعصر و زمینهسازان ظهور آن حضرت قرار بگیریم و از خداوند میخواهیم که مریضان و جانبازان و مبتلایان به این سختیها و مشکلات را نجات دهد و شفا عنایت بکند. ارواح پاک شهیدان بزرگان ذوی الحقوق درگذشتگان ما را مورد لطف و عنایت خودش قرار دهد و زمینههای رشد و تعالی و ترقی را برای نسل جوان و جامعه ما بیشازپیش فراهم کند و به همه ما توفیق صبر و مقاومت و کسب تقوا عنایت بفرماید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
[1]. سوره حشر (59)، آیه 18.
[2]. وسائل الشيعة، ج16، ص 171.
